ابراهيم عاملي ( موثق )

8

تفسير عاملي ( فارسي )

و استفاده ى از لفظ براى معنى دور از فهم و غير ظاهر موجب اطمينان به مقصود نيست چون پس از آنكه معنى ظاهر منظور گوينده نبود بقيه ى معانى مبهم كلمه همگى مساوى هستند و نمىتوانيم مطمئن شويم كه مقصود گوينده كدام يك از آنها است مگر با دليل قطعى ديگر . اين بود خلاصه اى از نظر خود امام فخر و هم او نقل مىكند : ابن عبّاس گفته است : محكمات سه آيه از سوره ى انعام است ( قُلْ تَعالَوْا - - تا آخر ) و متشابهات حروف اوائل سوره ها است كه معنى آنها بر يهود مشتبه بود و كوشش مىكردند كه از آنها مدّت نبوّت پيغمبر را استخراج كنند ( تفصيل آن را در مقدّمه ى مجلَّد اوّل نوشته‌ايم ) و باز ابن عبّاس گفته است : محكمات آيات ناسخ است و متشابهات آيات منسوخ . أصمّ گفته است : محكم آن است كه مقصود واضح باشد مثل ( جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ) و متشابه آن است كه پس از تأمّل و فكر مقصود فهميده شود مثل آيات قيامت و زنده كردن مردگان كه اگر بينديشند مىفهمند آنكه در آغاز ايجاد كرده مىتواند بانجام زنده كند . معنى ديگر آنكه : محكم آنچه قابل فهم باشد بهر وسيله كه ممكن شود . متشابه آنچه به هيچ وسيله نشود آن را روشن كرد مثل وقت قيامت و مقدار ثواب و عقاب و نظيرش اين آيه ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ تا آخر ) . در دنباله اين مطالب امام چند جهت براى متشابهات نقل كرده است : 1 - اگر همه ى قرآن محكمات مىبود براى مردمى كه آن را پذيرفته بودند روشن و آشكار بود و ديگران را از بحث و دقّت در آن نااميد ميكرد ولى هر فرد متفكّر و علاقمند در متشابهات آن ميانديشد و از آن استفاده مىكند و در نتيجه مطلب حقّ واضح مىشود . 2 - اگر همه ى قرآن محكمات بود مردم مقّلد و كوتاه فكر مىشدند و فكرها راكد مىماند و دامنه ى علم محدود مىشد ، و علوم ديگر كه براى فهم قرآن لازم است متروك مىشد و يا تدوين و تشريح نمىشد . 3 - چون قرآن براى همه ى بشر است محكمات آن براى عوام موجب شك و ترديد مىشد كه مثلا موجود لامكان و غير مجسم معدوم است و غير متصوّر ، ليكن پس